• سمینار خودشناسیجديدترين برنامه ما يعني سفيران عشق براي معرفي و شناساندن افرادي است كه عشق را در هر جنبه‌اي از زندگي‌شان پياده مي‌كنند. عاشقان از خودشان و همه لذتهای زودگذر پيرامونشان گذشتند.

    Read More
  • سمینار روانشناسیشما آقا يا خانمي با يك اسم و يك فاميل هستي ، روزي كه به دنيا آمدي دفترچه‌اي بهت دادند به اسـم «شناسنامـه» كه بودن تـو را ثابت بكنــه

    Read More
  • سمینار روانشناسیروندگان طريقت ره بلا سپرند رفيق عشق نيانديشد از نشيب و فراز

    Read More
  • سمینار روانشناسیاز آنجایی که ما در اين هنگام به نوعي خاص و يكنواخت با افكار و عادتي پرورش يافتيم؛

    Read More
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4

معنای کلی روح در قرآن

موسسه زايش و بالش

قرآن کریم به یک سلسله حقایق که همه مافوق جسم و جسمانی هستند

روح اطلاق می کند، به وحی از آن جهت روح می گوید که یک کیفیت جسمانی نیست، به روح القدس از آن جهت روح می گوید که یک کیفیت جسمانی نیست، به امر خودش از آن جهت روح می گوید که یک کیفیت جسمانی نیست، وجه مشترک روح گفتن به همه اینها همین است که از سطح این دنیا پیدا نشده، از بالای این دنیا به این دنیا آمده است، و نفخت فیه من روحی؛ و از روح خود در آن دمیدم. (حجر/29) است، هر وقت در این دنیا پیدا شده از متن دنیا پیدا نشده، آن را از دنیای دیگر به این دنیا آورده اند. پس قرآن به یک حقیقتی قائل است، اسمش را هر که هر چه می خواهد بگذارد، خود قرآن در بعضی جاها اسمش را نفس گذاشته و در بعضی جاها روح. از آن جهت به آن روح می گوید که جنبه مافوق جسمانی دارد، و از آن جهت به آن نفس می گوید که خود انسان است، چون اصل معنای نفس یعنی خود. وقتی می گوییم " جائنی زید نفسه " زید آمد، نفس زید آمد یعنی خودش آمد، خود خودش آمد، یعنی وقتی می گویم " زید آمد " خیال نکن که مثلاً نوکرش آمده می گویم زید آمده، پسرش آمده می گویم زید آمده، یا نامه اش آمده می گویم زید آمده، نه، " جائنی زید نفسه " خودش آمده. همان کلمه " خود "ی است که ما می گوییم. اینکه به روح " نفس " گفته شده است روی این حساب است که (قرآن) آن " خود " بشر را به آن نفس می داند. آن خود واقعی و منش واقعی و شخصیت واقعی انسان به همان فخت فیه من روحی است و بدن جنبه آلت و عاریت دارد و چیزی شبیه لباس برای آن است.

اضافه کردن نظر

خواهش ميكنم ديدگاهي را بپذيريد كه ديدگاه‌هاي ديگر را گرامي مي‌دارد و نقطه نظرهاي ديگر را فقط تحليل ميكند و با آنها بدون پي ورزي (تعصب) روبرو ميشود، زيرا آن نقطه نظري كه به ظاهر اشتباه به نظر مي‌رسد شما را به فكر وا مي‌دارد كه به چشم اندازي درست بيانديشيد؛ پس شما بوسيله اين ديدگاه غلط به سمت نگرشي درست هدايت مي‌شويد. من از شما مي‌خواهم: «اگر نميتوانيد نيكي كسي را مورد ستايش قرار دهيد سكوت كنيد و او را سرزنش نكنيد.» وقتي دو نفر با هم تفاهم ندارند، چطور شما مي‌توانيد بگوييد كه كداميك بد است و كدام يك خوب؟ ستايش نكنيد، محكوم نكنيد، همه چیز اوست...

کد امنیتی
تازه کردن

Translate

Arabic English French German Italian Spanish

ورود به سایت