• سمینار خودشناسیجديدترين برنامه ما يعني سفيران عشق براي معرفي و شناساندن افرادي است كه عشق را در هر جنبه‌اي از زندگي‌شان پياده مي‌كنند. عاشقان از خودشان و همه لذتهای زودگذر پيرامونشان گذشتند.

    Read More
  • سمینار روانشناسیشما آقا يا خانمي با يك اسم و يك فاميل هستي ، روزي كه به دنيا آمدي دفترچه‌اي بهت دادند به اسـم «شناسنامـه» كه بودن تـو را ثابت بكنــه

    Read More
  • سمینار روانشناسیروندگان طريقت ره بلا سپرند رفيق عشق نيانديشد از نشيب و فراز

    Read More
  • سمینار روانشناسیاز آنجایی که ما در اين هنگام به نوعي خاص و يكنواخت با افكار و عادتي پرورش يافتيم؛

    Read More
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4

واقعيت غير قابل كتمان

ما در روزگاري زندگي مي‌كنيم كه هيچ جامعه‌اي بي علم و تخصص قادر به ادامه حيات نيست .

خوشبختانه جامعه امروزي ما نيز تا حدي - بي شك نه چنان كه بايد و شايد - از علم و تخصص برخوردار شده است ، اما به نظر مي‌رسد در اين ميان " چيزي از دست رفته " و يا احساس ميشود كه " به چيزي به شدت آسيب وارد شده است. " زندگي ما اسير دور باطلي شده است : مردها چنان در مسابقه بالا بردن سطح موقعيت اجتماعي و رفاه زندگي غرق شده‌اند كه تا قيام قيامت هم وقت آن را ندارند تا بفهمند اين مسابقه نه برنده دارد و نه خط پايان . آنها چنان اسير اين مسابقه شده‌اند كه از آنچه " فراهم مي‌آورند " ، يا " استفاده نمي‌كنند " ، يا از وجودشان " لذت لازم را نمي‌برند " ؛ خطر همين جاست:
" نگاهِ " آنها همواره متوجه " چيزهاي جديدي است كه بايد كسب كنند " . زنهاي ما نيز به اقتضاي طبيعتشان بايد انسان‌هايي مملو از احساس و سرشار از شور و حيات باشند ، مستقيماً يا غير مستقيم ، درگير اين مسابقه‌اند و احساس " خستگي و بي‌حوصله‌گي " و در نهايت " پرخاشگري يا افسردگي " بر آنها مستولي شده است و به همين خاطر در چنين شرايطي ، آنچنان به خود مشغول هستند كه ديگر وقتي وقتي براي ارتقاء بخشيدن به سطح فرهنگي خود رد نظر نمي گيرند . به اين ترتيب ريال پرسشهايي اجتناب ناپذير و البته " دلهره آور " طرح ميشود كه معمولا سعي مي كنيم به آنها نپردازيم (فراموششان كنيم) و يا با پاسخهايي شتابزده از آنها بگذريم و يا با كتمان واقعيات زندگي خويش ، وجود چنين سوال‌هايي را از بن انكار كنيم و يا خود را بالاتر از آن مي‌دانيم كه درگير اين سوال‌هاي معمولي شويم . از اين قبيل : چگونه بايد فرزندانمان را تربيت كنيم ؟ آيا  اساساً پيش از اين ، خودمان را تربيت كرده‌ايم ؟ آيا تفاهم زن و مرد در زندگي خانوادگي ، اصولا عامل مهمي است ؟ يا توهمي است متعلق به دوراني خاص و حال و هوايي رمانتيك كه به سرعت وجود خارجي خود را از دست مي‌دهد و به وادي فراموشي ميرود ؟ . . . . . ( در اينجا خلاصه متن آورده شده است جهت متن كامل آن مي‌توانيد با ما تماس بگيريد ) و بسياري چيزهاي ديگر ، از زندگي خانوادگي و اجتماعي ما يا خط خورده است يا در حال خط خوردن است . در عوالم اين لحظه‌هاي كوتاه كه مثل برق و باد مي‌گريزند ، وقتي به خود و ديگران نگاه مي كنيم ، مي‌بينيم آدمها روزهاي عمر خود را در حال و هوايي سپري مي‌كنند كه اجازه بدهيد آن را " عدم " بنامم . اين عدم يا " گذشته " است و " حسرتهايش " و يا آينده است و " آرزوهايش " . . . . . . شايد نوع تربيت ماست كه اجازه نمي‌دهد از آنچه داريم لذت ببريم . زندگي ما به گونه‌اي مي‌گذرد كه انگار كسي " چيزي ندارد " و در واقع آنچه دارد كوله‌بار سنگيني است از " نيست‌ها " كه پشتش را خم كرده است و حتي نمي گذارد پيش پايش را درست ببيند . و من الله توفيق - در پرتو غزل‌هاي سعدي روزگار خوش باد - محمد علي مقدم فر

اضافه کردن نظر

خواهش ميكنم ديدگاهي را بپذيريد كه ديدگاه‌هاي ديگر را گرامي مي‌دارد و نقطه نظرهاي ديگر را فقط تحليل ميكند و با آنها بدون پي ورزي (تعصب) روبرو ميشود، زيرا آن نقطه نظري كه به ظاهر اشتباه به نظر مي‌رسد شما را به فكر وا مي‌دارد كه به چشم اندازي درست بيانديشيد؛ پس شما بوسيله اين ديدگاه غلط به سمت نگرشي درست هدايت مي‌شويد. من از شما مي‌خواهم: «اگر نميتوانيد نيكي كسي را مورد ستايش قرار دهيد سكوت كنيد و او را سرزنش نكنيد.» وقتي دو نفر با هم تفاهم ندارند، چطور شما مي‌توانيد بگوييد كه كداميك بد است و كدام يك خوب؟ ستايش نكنيد، محكوم نكنيد، همه چیز اوست...

کد امنیتی
تازه کردن

Translate

Arabic English French German Italian Spanish

ورود به سایت