استوانه كوروش - ايران - تهران - فرهنگسراي شفق

فرمان حقوق بشر كوروش، نوشته ايست به زبان اكادي(Akkadian) كه بر روي استوانه اي گلي، معروف به «استوانه كوروش» هنگام تسخير ابر شهر بابل به دست سپاه ايران، به فرمان او حك شد. استوانه كوروش، كهن ترين سند كتبي از دادگستري و مراعات حقوق بشر در تاريخ و مايه مباهات و سرافرازي ايرانيان است.كوروش كبير، موسس پادشاهي ايران، پس از تسخير بابل اعلام عفو عمومي داد؛ اديان بومي را آزاد اعلام كرد؛ براي جلب محبت مردمِ ميانرودان و آموزش همزيستي عقيدتي به انسان ها، مردوخ كه كهن ترين خداي بابل بود را به رسميت شناخته، در پيشگاهش كرنش كرده بر دستش بوسه زد و او را نيايش كرد و سپاس گفت. او هيچ گروه انساني را به بردگي نگرفت و سپاهيانش را از تجاوز به مال و جان رعايا بازداشت.استوانه فرمان كوروش، كه در سال 538 پيش از ميلاد مسيح نوشته شده، در سال 1879 ميلادي در حفاري هاي منطقه نينوا ي عراق كشف شد و اكنون در موزه بريتانيا نگه داري مي شود. مشخصات استوانه :

جنس:
استوانه ساخته شده از گل رس
خط ميخي بابلي
"من كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه شكوهمند، شاه بابل، شاه سومر و اكاد، شاه چهار اقليم جهان، پور كمبوجيه شاه بزرگ، شاه انشان، نوة كوروش شاه بزرگ شاه انشان، تخمة چيشپيش شاه بزرگ شاه انشان، از دودمان شاهان روزگاران دور، كه «بِل» و «نانو» (خدايان جنگ در كلده) به او محبت دارند تا سلطنت كند و محبتشان را جلب كند، هنگامي كه دوستانه قدم به درون بابل نهادم و در ميان هلهله هاي شادي مردم كاخ شاهان و تختگاهِ آنها را به تصرف در آوردم، سلطان بزرگ مردوخ (كهن ترين خداي بابل) دلهاي نيكمردان بابل را با من همراه ساخت، زيرا من همواره بر آن بودم كه او را بزرگ بدارم و بستايم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شد. من به هيچ كس اجازه ندادم كه در سومر و اكاد دست به تجاوز و تعددي بزند. من در بابل و ديگر شهر هاي مقدس نظم و امنيت برقرار كردم. از آن پس مردم بابل به آزادي رسيدند و يوغ بردگي از دوششان برداشته شد. خداي بزرگ مردوخ از درستكاري من خشنود شد و مرا كه كوروش ام و او را مي ستايم و پسرم كمبوجيه را و سپاهيانم را مشمول عنايات خويش ساخت و ما همگي به احترام او در پيشگاهش ايستاديم و او را ستوديم. همة شاهان جهان از درياي بالا تا درياي پايين، چه آنها كه در كاخ ها بر تخت نشسته اند و چه آنها كهدر خانه هاي نوع ديگر ساكن اند و همچنين شاهان نواحي غربي كه در چادر به سر مي برند، باجهايشان را در بابل به نزد من آوردند و بر پاهايم بوسه زدند. در سرزمين ها از حد آشور تا شوش- اگاده، ايشنونه، آبادي هاي زامبان، مي تورنو، دير، و همچنين آبادي هاي گوتي ها، من مجسمه خدايان را به معابد واقع در طرف ديگر دجله كه از مدت هاي درازي ويران مانده بود برگرداندم و برايشان معابد در خور ايجاد كردم؛ من اين سرزمين ها را به سرزمين هايشان برگرداندم و املاكشان را به آنها بازدادم. من خدايان سومر و اكاد را كه نبونهيد بدون توجه به خشم خداي بزرگ مردوخ به بابل منتقل كرده بود به امر مردوخ بزرگ در معابد پرشكوه اسكان دادم و نگذاشتم كه هيچ آسيبي به آنها برسد. باشد كه همه خداياني كه به دست من به شهر هايشان برگشتند و در خانه هاي باشكوه مستقر شدند همه روزه در پيشگاه بل و نانو براي من دعا كنند و همراه مردوخ چنين گوند كه عمر شاه كوروش و پسرش كمبوجيه دراز باد."
كوروش در اين فرمان خود آورده است:
"تا روزي كه زنده ام و مزدا پادشاهي را به من ارمغان مي كند، كيش و آيين و باورهاي مردماني را كه من پادشاه آنها هستم، گرامي بدارم و نگذارم كه فرمان فرمايان و زير دستان، كيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارند و يا آنها را بيازارند.
من كه امروز افسر پادشاهي را بر سر دارم، تا روزي كه زنده ام، هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحمل نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به پادشاهي خود بپذيرد يا نپذيرد.
من كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهارگانه هستم، نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و بر او ستم رفت، من از وي دفاع خواهم كرد و حق او را گرفته و به او باز خواهم گرداند و ستم كاران را به كيفر خواهم رساند.
من تا روزي كه پادشاه هستم، نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور و يا هر روش نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.
من تا روزي كه زنده ام، نخواهم گذاشت كسي، كسي را به بيگاري بگيرد و به او مزد نپردازد.
من اعلام مي كنم كه هر كس آزاد است هر دين و آييني را كه ميل دارد، برگزيند و هر جا كه مي خواهد سكونت گزيند و به هر كه معتقد است، عبادت كند و معتقدات خود را به جاي آورد و هر كسب و كاري را كه مي خواهد انتخاب كند. تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.
من اعلام مي كنم كه هر كسي پاسخگوي اعمال خود ميباشد و هيچ كسي را نبايد به انگيزه ي اينكه يكي از بستگانش خطا كرده است، مجازات كرده و اگر كسي از دودمان يا خانواده اي خلاف كرد، تنها همان كس به كيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.
تا روزي كه زنده ام نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و كنيز و نام هاي ديگر بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد. از مزدا مي خواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران وممالك چهارگانه گرفته ام، پيروز گرداند."
لازم به ذكر است كه « نيل مك گرو گور» رئيس موزه بريتانيا، كه استوانه فرمان كوروش در آن نگه داري مي شود، قول داده است كه اين اثر در سال 2005 ميلادي براي حدود 3 ماه به موزه ملي ايران امانت داده شود.
This clay cylinder is inscribed in Babylonian cuneiform with an account by Cyrus, king of Persia (559-530 BC) of his conquest of Babylon in 539 BC and capture of Nabonidus, the last Babylonian king.
Cyrus claims to have achieved this with the aid of Marduk, the god of Babylon. He then describes measures of relief he brought to the inhabitants of the city, and tells how he returned a number of images of gods, which Nabonidus had collected in Babylon, to their proper temples throughout Mesopotamia and western Iran. At the same time he arranged for the restoration of these temples, and organized the return to their homelands of a number of people who had been held in Babylonia by the Babylonian kings. Although the Jews are not mentioned in this document, their return to Palestine following their deportation by Nebuchadnezzar II, was part of this policy.
This cylinder has sometimes been described as the 'first charter of human rights', but it in fact reflects a long tradition in Mesopotamia where, from as early as the third millennium BC, kings began their reigns with declarations of reforms.
"I am Cyrus, king of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of the land of Sumer and Akkad, king of the four quarters, son of Cambyses, great king, king of Anshan, grandson of Cyrus, great king, king of Anshan, descendant of Teispes, great king, king of Anshan, progeny of an unending royal line, whose rule Bel and Nabu cherish, whose kingship they desire for their hearts' pleasures.
When I, well-disposed, entered Babylon, I established the seat of government in the royal palace amidst jubilation and rejoicing. Marduk, the great God, caused the big-hearted inhabitants of Babylon to...me. I sought daily to worship him. My numerous troops moved about undisturbed in the midst of Babylon.
I did not allow any to terrorize the land of Sumer and Akkad. I kept in view the needs of Babylon and all its sanctuaries to promote their well-being. The citizens of Babylon... I lifted their unbecoming yoke. Their dilapidated dwellings I restored. I put an end to their misfortunes.
At my deeds Marduk, the great Lord, rejoiced, and to me, Cyrus, the king who worshipped, and to Cambyses, my son, the offspring of my loins, and to all my troops, he graciously gave his blessing, and in good spirit is before him we/glorified/exceedingly his high divinity.
All the kings who sat in the throne rooms, throughout the four quarters, from the Upper to the Lower Sea, those who dwelt in ... all the kings of the West Country who dwelt in tents, brought me their heavy tribute and kissed my feet in Babylon. From ... to the cities of Ashur and Susa, Agade, Eshnuna, the cities of Zamban, Meurnu, Der, as far as the region of the land of Gutium, the holy cities beyond the Tigris whose sanctuaries had been in ruins over a long period, the Gods whose abode is in the midst of them. I returned to the places and housed them in lasting abodes. I gathered together all their inhabitants and restored to them their dwellings. The Gods of Sumer and Akkad whom Nabonidus had, to the anger of the Lord of the Gods, brought into Babylon, I at the bidding of Marduk, the great Lord made to dwell in peace in their habitations, delightful abodes.
May all the gods whom I have placed within their sanctuaries address a daily prayer in my favour before Bel and Nabu, that my days may long, and may they say to Marduk my Lord, May Cyrus the King who reveres thee, and Cambyses his son ..."




